آفتاب‌پرست‌های رسانه‌ای

حقیقت این است که ماهیت واقعی آفتاب‌پرست این است که در برابر خورشید حقیقت رنگ عوض می‌کند و آنها محکوم‌اند به اینکه در هیچ‌جا خودشان نباشند.

هر کدام از ما در طول زندگی با کسانی برخورد کرده‌ایم که گویی در جیبشان برای هر موقعیتی یک ماسک مخصوص دارند؛ در سایه، لحنشان متفاوت است، در نور آفتاب رنگ عوض می‌کنند و با هر نسیمی که از سمت منافعشان بوزد، تغییر جهت می‌دهند. گاه به شوخی آنها را «آفتاب‌پرست» می‌نامیم. اما واقعیت این است که این نوع رفتار فراتر از یک صفت ساده، یک بحران هویتی عمیق است.

حقیقت این است که ماهیت واقعی آفتاب‌پرست این است که در برابر خورشید حقیقت رنگ عوض می‌کند و آنها محکوم‌اند به اینکه در هیچ‌جا خودشان نباشند. سنت و تاریخ به ما می‌آموزند که هر چیزی که ریشه در خاک حقیقت نداشته باشد، با اولین طوفان جدی زندگی فرو می‌ریزد. کسی که هویت خود را به رنگ محیط درمی‌آورد، در نهایت نه صاحب هویت است و نه صاحب ارزش و احترام.

آفتاب‌پرست‌ها در نهایت تنها می‌مانند؛ نه به این دلیل که دیگران طردشان می‌کنند، بلکه به این دلیل که خودشان آن‌قدر در نقش‌های مختلف ظاهر شده‌اند که دیگر خانه یا پناهگاه درونی ندارند که به آن بازگردند. آنها در میان شخصیت‌های کاذبی که برای خود ساخته‌اند، گم می‌شوند.

آفتاب‌پرست بودن شاید در کوتاه‌مدت راهی برای بقا یا کسب منافع آنی باشد، اما در درازمدت مرگ تدریجی شخصیت است. ما به‌جای آنکه نگران این باشیم که چه زمانی ماهیت واقعی آنها آشکار می‌شود، بیایید وقت و انرژی‌مان را صرف این کنیم که ماهیت واقعی خودمان را بسازیم.

اصالت یعنی بدانیم در نور و در سایه یک رنگ باشیم؛ یعنی بدانیم که اگر هر چیزمان را از دست بدهیم، نام و اعتبارمان تنها دارایی است که باید برایش بجنگیم.

در فضاهای رسانه‌ای، به‌ویژه رسانه‌های مجازی، عده‌ای هنر زیستن را در سازگاری بی‌قید و شرط با هر بادی می‌دانند. مثل آفتاب‌پرست، در برابر نور رنگ می‌بازند تا مبادا هزینه‌ای بر آنها تحمیل شود.

آدمی مثل یک درخت است؛ شاخ و برگ، ظاهر و جلوه‌گری‌های بیرونی، سمت و پست و مقام، تحسین دیگران، تأیید مجازی و اقبال روزگار. اما آنچه قامت درخت را در برابر تندبادهای زندگی سرپا نگه می‌دارد، شاخ و برگ نیست؛ ریشه است.

ریشه یعنی اصالت، یعنی اخلاق حرفه‌ای، یعنی چارچوب و باورهای تخفیف‌ناپذیر. وقتی ریشه سالم، عمیق و در خاک حق پایدار باشد، از هرس شدن ترسی ندارد. شاید روزگار شاخه‌های ظاهری ما را با انتقاد، گزارش و تحلیل کذب، حسادت یا تنگ‌نظری ببرد. شاید با موضع شفاف گرفتن، بعضی‌ها درهای ظاهری را بر روی ما ببندند، اما حقیقت بنیادین طبیعت به ما می‌گوید درختی که ریشه‌اش زنده و اصیل است، با هر هرس کردن قوی‌تر، استوارتر و تنومندتر جوانه می‌زند. شاخه را می‌شود برید، اما ریشه را نمی‌توان از خاک حقیقت بیرون کشید.

رسانه‌های مجازی به بزرگ‌ترین ویترین نقاب تبدیل شده‌اند. آفتاب‌پرست‌های مدرن در این فضا جولان می‌دهند و بر موج لایک و کامنت و ترندها سوار می‌شوند، بدون آنکه اعتقادی به آنها داشته باشند. همزمان ژست‌های متناقض می‌گیرند تا فالوور و لایکِ همه سلایق را حفظ کنند. از این طریق به پلتفرم‌ها اکسیژن می‌رسانند و حرف‌هایی می‌زنند که الگوریتم‌ها دوست دارند، نه حرف‌هایی که حقیقت و واقعیت اقتضا کند.

خوشبختانه رسانه‌های دارای مجوز و شناسنامه‌دار، فارغ از نقدها، غالباً خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی، مرزهای قانونی و پاسخ‌گویی حرفه‌ای متعهد می‌دانند.

جولان این اکوسیستم‌های قارچی و رسانه‌های ساندویچی، در قامت آفتاب‌پرست‌های بی‌اصل‌ونصب، نه‌تنها اعتماد عمومی را نشانه گرفته، بلکه مرز میان نقد آگاهانه و تخریب بی‌پایه، بازار مکاره را ایجاد کرده و امنیت روانی جامعه را تهدید می‌کنند.

تنها راه مقابله با این پدیده، تقویت افکار عمومی از طریق آموزش و ارتقای سواد رسانه‌ای، شفاف‌سازی جریان اطلاع‌رسانی و تعیین مرجعیت رسانه‌ای، و مرزبندی معنادار میان رسانه‌های متعهد با تریبون‌های بی‌هویت و باج‌گیر می‌باشد.

با امید به اینکه رسانه‌های اصیل، معماران آرامش و رفاه جامعه باشند و راه دشوار صداقت را در جست‌وجوی حقیقت برگزینند؛ نه برای جذب مخاطب به هر قیمتی، بلکه معتمد مردم عزیزمان باشند و چراغ اعتماد را همچنان روشن نگه دارند.

با احترام
شهیر ایرانی

انتشار:
لینک کوتاه خبر:
کد خبر:
AO-2164
آخرین پست ها
اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *