به گزارش خبرنگار آرنا آنلاین، دکتر حمید بابایی نژاد در مقاله ای برای نخستین همایش ملی راهبردها و آینده نگری شرکتهای دانش بنیان که به میزبانی مرکز نمایشگاه و همایش های بین المللی ایران مال برگزار می شود، نوشت:
«این مقاله در صدد است با نگاهی تحلیلی، مخاطب را نخست با ضرورت ها و مبانی شکل گیری شرکت های دانش بنیان آشنا سازد و سپس با بررسی و مروری کوتاه به میراث ماندگار نوآوری و بهره گیری از استعاره ای ریشه دار در تاریخ نوآوری ایران، یعنی قنات، پلی مفهومی میان فن آوری سنتی و فن آوری نوین و دیجیتال برقرار کند.
در این چارچوب قنات نه صرفاً یک سازه تاریخی، بلکه نمادی از عقلانیت فنی، تدبیر بومی و مهندسی مسئله محور ایرانی تلقی می شود. ظرفیتی که می تواند در عصر جدید با شعار ما می توانیم در قالب الگوهای دانش بنیان و زیست بوم های فناورانه، باز خوانی و بازآفرینی شود.
از این منظر مهاجرت از فن آوری سنتی به فن آوری مدرن و دیجیتال نه به معنای گسست از میراث گذشته بلکه نشانه تداوم خلاقانه آن در افقی تازه است.
از این رو مولف می کوشد با ترسیم این پیوند مخاطب را به درکی عمیق تر از ضرورت گذار از سنتی به مدرنیته رهنمون سازد و انگیزه تلاش، همت جمعی و مشارکت موثر همه اصحاب و مسئولین دانش بنیان کشور را در اقدام بنیادی توسعه سازمانهای اندیشه ورز را تقویت کند.
ایجاد شرکتهای دانش بنیان در ایران صرفاً یک انتخاب توسعه ای نبود، بلکه تا حد زیادی یک ضرورت تاریخی، اقتصادی و سیاسی بود. این ضرورت ها باید با توجه به وضعیت اقتصاد ایران، ساختار دولت، وضعیت دانشگاهها، وابستگی به نفت، شرایط تحریمی و شکاف میان علم و صنعت فهمید.
ضرورت ایجاد شرکت های دانش بنیان در ایران از این واقعیت ناشی شد که ایران با یک تناقص مهم روبرو بوده و از یک طرف دانشگاه، نیروی انسانی متخصص و تولید رو به رشد از طرف دیگر این توان عملی به اندازه کافی به ثروت، اشتغال، فن آوری بومی و قدرت اقتصادی و علمی تبدیل نمی شد.
به همین دلیل شرکت های دانش بنیان به عنوان ابزاری برای تبدیل علم به ثروت، ایجاد اشتغال تخصصی، تقویت استقلال فناورانه، کاهش وابستگی و از همه مهمتر گذار از اقتصاد نفتی و تبدیل شدن به اقتصاد مبتنی بر دانش به ویژه در شرایط تحریمی در دستور کار قرار گرفت.
ضرورت ایجاد شرکت های دانش بنیان در لایه های اقتصادی، اجتماعی، فن آورانه و نگاه راهبردی ایجاب نمود تا پارکهای علم و فناوری، مراکز رشد، شرکتهای نو پا و فن آور و در نهایت شرکتهای دانش بنیان متولد شدند.
هر پدیده ای را باید در نسبت با پیشینه، زمینه پیدایش و سابقه تاریخی آن سنجید. دانش بنیان هم مانند هر پدیده دیگر با تاریخچه خود در این مرز و بوم فهمیده می شود. اگر یک شرکت، دانش بنیان نباشد لزوماً به این معنی نیست که بی ارزش یا غیر نوآور است از دیرباز شرکتهای زیادی وجود دارند که در دسته بندی عمومی نوآور و فن آور و یا خلاق باشند ولی مشمول ارزیابی دانش بنیان نمی شوند.
شرکتهای دانش بنیان از آن جهت با شرکت های عمومی متمایز می شوند که رسالت آنها صرفاً حضور در بازار و انجام فعالیت اقتصادی و علمی نیست، بلکه تبدیل دانش، فن آوری و نوآوری به منبع اصلی ارزش آفرینی اقتصادی و اجتماعی است.
تفاوت آن دو را باید در منشاء ایجاد مزیت های رقابتی در کاهش وابستگی فناورانه بومی سازی فناوری، ارتقای توان داخلی و تقویت استقلال اقتصادی و صنعتی و همچنین طراحی و اجرای روش های نوین حل مسئله دانست.
تمایز استراتژیک زنجیره ارزش و تحول:
۱- رشد Growth
رشد در شرکت های عام – سنتی افزایش کمـی است و روی سرمایـه فیزیکی و بهینه سازی عملیات تمرکز دارد. ولی شرکت های دانش بنیان روی سرمایه های فکری و داراییهای نامشهود (دانش و ایده) تمرکز دارد، زیرا برایشان در حکم بقاء تلقی می شود.
۲- پیشرفت Progress
پیشرفت در همان نگاه سنتی و عام یعنی تهیه دستگاهای جدید و پیشرفته، بزرگ تر کردن کارخانه و محیط کار، افزایش توان عملیاتی، اما پیشرفت دانش بنیان از جنس تغییر در عمق و دانایی است یعنی فرمولی را کشف کردیم، کدی را نوشتیم، دستگاههایی را اختراع کردیم که یا نبود یا در انحصار دیگران بود. پیشرفت برای ما خرید تکنولوژی نیست بلکه توانایی و خلق تکنولوژی است.
۳- موفقیت Success
به طور معمول موفقیت یک شرکت در میزان سودآوری کوتاه مدت یا میان مدت و فروش بیشتر تعریف می شود اما در یک مجموعه دانش بنیان یعنی حل مسئله سخت یعنی بتوانیم یک گره ای را باز کنیم که دیگران نتوانستند. موفقیت در دانش بنیان فروش و سود و زیان نیست بلکه تبدیل دانش و نوآوری به ارزش واقعی از طریق روشهای حل مسئله به گونه ای که برای ما نوآوری، تجاری سازی، مزیت رقابتی، مقیاس پذیری، مالکیت فکری و اثر گذاری به همراه داشته باشد.
۴- توسعه Development
توسعه در تعریف عام یعنی توانمند شدن، سازمانی که در طوفان حوادث و تلاطم نشکند و اسیر شرایط نشود و خالق شرایط باشد. توسعه در همان تعریف یعنی بسیار فراتر از رشد اقتصادی یا ثروتمند شدن است و فرد یا سازمان در اجبار محیط یا فقر امکانات نیست و بطور خودکار ارزش خلق می کند. اما توسعه در دانش بنیان تغییر ریل اقتصاد کشور است، از یک اقتصاد (منبع محور ) که متکی به فروش و ثروت های خدادادی و خام فروشی است به یک اقتصاد دانش محور متکی بر مغز افزار و اندیشه جوانان ایرانی تبدیل می شود.
توسعه سنتی با توسعه دانش بنیان تفاوت بنیادین دارد. دانش بنیان از مرز محصول، فروش و سود عبور کرده و در این گزار به تولید محصول نوآورانه بر پایه دانش ساختاری تمرکز و تاکید دارد.
نتیجه آنکه توسعه در اکوسیستم های دانش بنیان، برآمده از تداوم رشد، پیشرفت و موفقیت است، این دستاوردها تنها زمانی معنای بنیادین می یابند که به عنوان سکوی پرتابی مسیر رسیدن به توسعه پایدار را هموار و به دستاوردهای مهم و استراتژیک براساس نیاز واقعی کشور دست یابد.
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
ناصر خسرو
قناتهای دیجیتال امتدادِ خلاقیتِ تاریخیِ ایرانیان در عصرِ هوش و فناوری
هرگاه سخن از دانشبنیان بودن و نوآوری به میان میآید، ذهن پویای امروز فوراً به سمت کلیکهای سریع، کدهای پیچیده برنامهنویسی، الگوریتمهای هوش مصنوعی و آزمایشگاههای نانو فناوری کشیده میشود. گویی نوآوری، کالایی لوکس، وارداتی و تماماً غربی است که پیشینه آن به چند دهه اخیر محدود میشود. اما واقعیتِ تاریخیِ سرزمین ما، روایتی دیگر را بازگو میکند. نوآوری برای ایرانیان، نه یک پدیده عاریتی، بلکه مکانیزم بقا، توسعه و زیستِ خردمندانه در دل جغرافیای ایران زمین بوده است.
میراث نوآوری در ایران: از قنات تا لبه دانش
ایران به دلیل موقعیت جغرافیاییِ خشک و نیمهخشک خود، همواره نیازمندِ پاسخهای خلاقانه به چالشهای محیطی بوده است. نیاکان ما به خوبی آموخته بودند که برای بقا، نباید منتظرِ شرایط ایدهآل ماند؛ بلکه باید راهحل را خلق کرد.
بخش اول میراث نو آوری کهن ایرانی
قنات (کاریز)
– انقلابیترین ابداع مهندسی آب در مناطق خشک و نیمهخشک
– فناوری پایداری و جریان: در روزگاری که تبخیر شدید، آبهای سطحی را نابود میکرد، مهندسان ایرانی با محاسباتی شگفتانگیز در شیبِ زمین و حفر چاههای متصل، آب را فرسخها زیر زمین و بدون نیاز به هیچ انرژیِ محرکی هدایت کردند. این نمونه بارزِ از فناوری پایداری و جریان در مدیریت انرژی پیش از عصر صنعتی بود که تبدیلِ یک محدودیت زیستی به فرصت تمدنی با تکیه بر علمِ ریاضی و زمینشناسی بود و دیگر سازه های میراث نوآوری کهن ایرانی شامل: بادگیر (تهویه مطبوع بومی)، یخچالهای سنتی (یخدان)، سدهای قوسی و بندهای تاریخی، سیستم چاپار و شاهراه (لجستیک و ارتباطات)، نظام دیوانسالاری و اداری، نجوم و تقویم جلالی، پزشکی بالینی و داروسازی تجربی، نهادهای دانش؛ میراث جندیشاپور و بناهای تاریخی مانند:تخت جمشید (پارسه) طاق کسری، کاخ چهل ستون، پاسارگاد ،گنبد سلطانیه زنجان، ارگ بم کرمان، مسجد جامع عتیق اصفهان و بسیاری از بناهای تاریخی که حاصل نبوغ و میراث ماندگار خلاقیت و نوآوری عصر سنتی بوده و نشان می دهد که نوآوری در شرائط سخت و محدودیت در ذات ایرانیان وجود داشته است.
این ریشه تاریخی نشان میدهد که روحِ حاکم بر شرکتهای نوآورِ امروز، امتداد طبیعیِ همان جریانی است که روزی با بیل و کلنگ، کاریز میساخت و امروز با الگوریتم و کد، ارزش خلق میکند.
بخش دوم: میراث نوآوری در عصر جدید
اگر چه در سالهای اخیر به پیشرفت هایی در عرصه نوآوری دست یافته ایم اما در شرایط کنونی، کشور نیازمند ایجاد ساختارهای علمی و دانش مستحکمی است که ما را از مرحله پیشرفت به توسعه پایدار رهنمون سازد و این هدف جز با تکیه بر ظرفیت های بومی و بهره گیری از میراث ماندگار نوآوری ایران محقق نخواهد شد. به طور مثال می توان به برخی از اقدامات نوآورانه شامل: تأسیس مدرسه دارالفنون (انتقال نظاممند فناوری)، بومیسازی صنایع دارویی پیچیده، توسعه فناوری نانو ، سلولهای بنیادی و پزشکی، طراحی و ساخت صنایع نظامی و پهپادها و سامانههای هدایتپذیر (نوآوری در لبه دانش دفاعی)، مهندسی معکوس و طراحی توربینهای گازی و تجهیزات نیروگاهی، مدلسازی و توسعه پلتفرمهای بومی اقتصاد دیجیتال، سدسازی و سازههای بتنی عظیم معاصر، نرمافزارهای بومی و امنیت سایبری و ایجاد شبکه پارکهای علم و فناوری و زیستبوم دانشبنیان.
* قناتهای مدرن در کویر محدودیتها
امروز، شرکتهای دانشبنیان در نقش همان مقنیانِ سنتی ظاهر شدهاند. آنها با کانالکشیِ علمی، منابعِ پنهان و پراکنده (نخبگان، دانش و خلاقیت) را از اعماق دانشگاهها استخراج کرده و به سطح جامعه هدایت میکنند. تشابه ساختاری قنات با اکوسیستم فناوریِ امروز ایران را میتوان در سه محور خلاصه کرد:
۱- مسئلهمحوری و انطباق با واقعیت: قنات برای رفعِ عطش واقعیِ زمین ساخته شد، نه برای تفاخر. شرکتهای نوآورِ موفق نیز آنهایی هستند که اولویتِ خود را از روی صفحات مقاله به روی چالشهای حقیقی صنعت و جامعه آوردهاند.
۲- خلاقیت در شرایط تنگنا: همانطور که قنات حاصلِ فقرِ منابعِ آبی سطحی بود، بسیاری از برجستهترین دستاوردهای دانشبنیانِ معاصر ما در حوزههای نانو، بیوتکنولوژی، صنایع دفاعی و هوافضا در شرایطِ تحریمهای سخت اقتصادی و محدودیتِ دسترسی به منابعِ جهانی فعال شده اند و باید رسالت خود را بدرستی دنبال نمایند.
۳- توسعه مداوم و پایدار: قنات یک بار ساخته میشد و سالها بدون هزینه جاری گزاف، کار میکرد. پلتفرمهای نوینِ دیجیتال و خدماتِ نرمافزاریِ بومی نیز با ایجادِ سیستمهای مقیاسپذیر و زاینده، اشتغال پایدار ایجاد کرده و بهرهوری ملی را بالا برده و خود را در مقیاس بین المللی معرفی نماید.
چالشهای پیش روی مقنیانِ دیجیتال
اگر قناتها به موقع لایروبی نشوند، فرومیریزند و خشک میشوند. قناتهای دیجیتالِ ما نیز امروز با چالشهای بزرگی روبهرو هستند که بقای آنها را تهدید میکند:
– مهاجرت نخبگان (خشک شدن سرچشمه): نیروی انسانی خلاق، آبِ جاریِ این قناتهاست. اگر این سرچشمه به دلیل ناامیدی، عدم ثبات اقتصادی یا بستهشدن افقهای پیش رو خشک شود، پیشرفتهترین شتابدهندهها نیز به کانالهایی بیآب تبدیل خواهند شد.
– عطش دیوانسالاری (بوروکراسی) سد راه جریان، قوانینِ کهنه، عدم هماهنگیِ دستگاههای اجرایی و نگاههای سنتی در بازار مالی، مانعِ جریانِ روانِ نوآوری در بدنه مجموعه های دانش بنیان می شود.
– بیتوجهی به عمقِ دانش: تمرکز بیش از حد روی کمیتِ شرکتها (تعداد ثبتِ شرکتهای دانشبنیان) به جای سنجشِ عمق فناوری و میزان حل مسئله، آفتِ دیگری است که نوآوری را سطحی و نمایشی میکند.
نتیجهگیری: امتداد مسیری ناتمام
نوآوری در این جغرافیا، یک مَد زودگذر مدیریتی نیست؛ سیره تاریخی ماست. ما فرزندانِ همان کسانی هستیم که از دلِ بیابانهای سوزان، سرسبزترین باغها را با تکیه بر مهندسی آب بیرون کشیدند.
امروز، کارآفرینانِ فناور، دانشمندانِ جوان و معمارانِ حوزه فناوری، مقنیانِ عصر جدید هستند. وظیفه استراتژیک حاکمیت و جامعه، تسهیلِ مسیر حفر این قناتهای دیجیتال است. باور به نیرویِ تیمهای خلاق، پذیرشِ ریسکِ شکستهای یادگیرنده و ایجادِ محیطی امن و امیدوارکننده برای جوانان، میتوان مسیرِ تاریخی نوآوریِ ایرانی را از دل تاریخ ساسانی و صفوی به لبههای تمدن مدرن ایرانی- اسلامی در عصر هوش مصنوعی پیوند داد.
بر ماست که نگذاریم این قناتهای نوین، به خاطر کممهری و بیتوجهی، بیرمق و خشک شوند؛ چرا که جریانِ زندگی و توسعه پایدار فردا، به روانیِ آبِ جاری در این مجراهای نوینِ معرفت وابسته است و این ممکن نخواهد بود مگر مسئولان و دست اندرکاران حمایت همه جانبه خود را در جهت ارتقاء سطح کمی و کیفی تولیدات دریغ ننمایند.
به یک بیت از شعر مولانا از باب دلسوزی و احساس مسئولیت خطاب به مسئولین و دست اندرکاران محترم حوزه دانش بنیان اکتفا می نمایم.
صد نامه فرستادم ،صد راه نشان دادم یا ره نمی دانی ، یا نامه نمی خوانی
قناتهای دیجیتال؛ امتدادِ خلاقیت ایرانی از تاریخ تا عصر دانشبنیان
حکمتِ کویر و نیاز به نوآوری
در حافظه تاریخی این سرزمین، نوآوری هرگز یک کالای وارداتی نبوده است. وقتی نیاکان ما با حفر قنات، آب را از دل زمینهای خشک به سطح خاک آوردند، تنها یک سازه مهندسی بنا نکردند؛ آنها یک فلسفه بقا را پیریزی کردند: خلقِ راهِ حل در دلِ محدودیت . قنات، نه فقط یک سازه، که نماد اولین زیستبوم نوآورانه ایران است. امروز، وقتی از شرکتهای دانشبنیان سخن میگوییم، در واقع از قناتهای دیجیتالی حرف میزنیم که قـرار است جریانِ دانش و ارزش را به رگهای تشنه صنعت و اقتصاد ایران در جهاد و مبارزه با تحریم های ظالمانه برسانند.
مقایسه سازه های سنتی و دیجیتال عصر قدیم و جدید
قنات تنها یک سازهی آبی نبود؛ یک سیستمِ مدیریتِ منابع بود که با درکِ دقیقِ هندسهی زمین ساخته میشد. امروز، شرکتهای دانشبنیانِ ما نیز برای پایداری، نیازمندِ ساختِ قناتهای دیجیتال هستند. وقتی ما از دیجیتال صحبت میکنیم، از لوکسگراییِ تکنولوژیک حرف نمیزنیم؛ از حفرِ مادرچاههای داده ، ساختِ کورههای انتقالِ دانش و تعبیهی میلهچاههای مانیتورینگ حرف میزنیم. قناتِ دیجیتال یعنی سازمانی که دانش در آن راکد نمیماند، بلکه با مهندسیِ دقیق، از عمیقترین لایههای تجربه، به خروجیِ نهاییِ ارزش برای مردم میرسد.
۱- مادرچاه ، سرچشمهی دادهها
همانطور که قنات بدون مادرچاه خشک است، سازمان دانشبنیان هم بدون جمعآوری داده (Data Collection) میمیرد. مادرچاهِ سازمانِ مدرن، جایی است که تمام دانشهای ضمنی، تجربیاتِ گذشته، ورودیهای بازار و نظرهای مشتریان به صورتِ دادههای خام ذخیره میشوند. دیجیتالی بودن یعنی ما این چاه را حفر کردهایم و اجازه نمیدهیم دانش در ذهنِ افراد محبوس بماند، بلکه آن را در مخازنِ دیجیتال ذخیره میکنیم.
۲- کوره ، جریانسازیِ هوشمند
کوره در قنات، یک مسیرِ مهندسیشده با شیبِ دقیق است. اگر شیب نباشد، آب حرکت نمیکند؛ اگر زیاد باشد، آب دیوارهها را تخریب میکند. در سازمان، دیجیتال همین مهندسیِ جریان است. نرمافزارهای سازمانی (مثل ERP یا CRM) نقشِ کوره را دارند که دانشِ موجود در مادرچاه را با سرعت و دقت به تمامِ بخشهای سازمان (فروش، تولید، R&D) میرسانند. بدون این دیجیتالسازی، دانش در سازمان تبخیر میشود (فراموش میشود یا هدر میرود).
۳- میلهچاه ، رویتپذیریِ سیستم
در قدیم، مقنی با پایین رفتن از میلهچاه میفهمید کجای قنات ریزش کرده است. در سیستم دیجیتال، داشبوردهای مدیریتی (Business Intelligence) حکم همان میلهچاهها را دارند. مدیرِ دانشبنیان، از طریق این چشمهای دیجیتال در دلِ سیستم نفوذ میکند و میبیند در کدام بخش از خط تولید یا در زنجیره تأمین، اشکال یا کاستی وجود دارد. دیجیتال یعنی ما سیستم را رها نکردهایم و هر لحظه بر جریانِ دانش نظارت داریم.
۴- لایروبی، حفظِ پایداری
قناتهای قدیمی به دلیل لایروبیِ مداوم زنده میماندند. دیجیتالسازی هم پروژهای نیست که یکبار انجام شود و تمام. سیستمهای دیجیتال هم رسوب میگیرند (دادههای اضافه، کدهای قدیمی، باگها). لایروبی در قنات دیجیتال، همان بهروزرسانیهای مداوم (Updates) و بازنگری در الگوریتمهاست. اگر شرکت دانشبنیانی لایروبیِ دیجیتال نداشته باشد، به زودی جریانِ نوآوری در آن خشک خواهد شد.
مفهوم قنات های دیجیتال (آب روان در قنات دانش بنیان)
امروز، شرکتهای نوآورِ ایرانی، معمارانِ آینده این سرزمیناند. آنان که در شرایط تحریم ظالمانه و محدودیت، به جای دست روی دست گذاشتن، به سراغِ مهندسی معکوس، بومیسازی و سپس طراحی خلاقانه رفتهاند، همان کاری را میکنند که گذشتگانِ ما با قناتها کردند.
اگر قناتهای کهن، نبوغِ نیاکان ما در مدیریتِ منابعِ محدودِ آب بود، قناتهای دیجیتال (مبتنی بر هوش مصنوعی)، هنرِ مدیریتِ منابعِ نامحدودِ داده است. همانطور که مقنیها با حفاریهای دقیق، آب را از دل کویر به سطح میآوردند، الگوریتمهای هوش مصنوعی با ‘حفاریِ دادهها’ (Data Mining)، دانشِ نهفته و راکد را از لایههای زیرینِ انبوهِ اطلاعات استخراج کرده و به جریانِ تصمیمگیری و ارزشآفرینیِ بنگاههای اقتصادی هدایت میکنند.
سخن پایانی
هر استارتاپ و شرکت دانشبنیان، یک چاهکنِ مدرن است که در فضای ابری (Cloud) و در دنیای کدها، به دنبال سرچشمههای جدیدِ ارزشآفرینی میگردد.
ما فرزندانِ همان تمدنی هستیم که یاد گرفت در سختترین اقلیمهای جهان، آبادانی بیافریند. اکنون نیز در عصرِ دیجیتال، نباید در انتظارِ راهحلهای وارداتی بمانیم. قناتهای دیجیتال توسط ذهنهای خلاق و دستهای توانا در حال حفر شدن است. شرطِ پیروزی، تداوم در تلاش، جسارت در شکست و تمرکز بر خلق ارزش واقعی است. آینده ایران، نه در چاههای نفت، که در جوششِ مداومِ اندیشه از مغزهای متفکر و شرکتهای نوآورِ این سرزمین ساخته میشود.
درآخر با یک بیت شعر از شیخ اجل سعدی که خطاب به جامعه دانش بنیان است کلام را به پایان می برم:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم